تبليغاتX
خراشاهيان
خراشاهيان
معرفي اين ميراث كهن به جهانيان
بچه که بودیم
content
دل نوشته‏
From: seyed ali banihashemrad (banihashemrad@yahoo.com)
Medium riskYou may not know this sender.Mark as safe|Mark as junk
Sent: Saturday, October 31, 2009 11:59:27 AM
To: Reza Kamali (gh_kamali@hotmail.com)




 

یا محبوب دلهای کودکانه زلال

 
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
دنیا را ببین… بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودیم آرزمون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم… هیچ کس نمی فهمد
بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم
ای کاش هیچ وقت بزرگ
نمی شدیم
و همیشه بچه بودیم

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 9:19 |

سالوک
سالوک  ببین هوا گرفته است

گل بر لب باغبان شکفته است

آن ابر سیاه را به زیر آر

سیلاب درون آن نهفته است

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 9:45 |

بقعه ی خواجه ی خاموش
|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 9:58 |

خراشاه دیروز
|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 2:12 |

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 11:58 |

اصطلاحات

 قبرغه         دنده های متصل به ستون فقراتGhaberghah

   غلف      قابلمه ی مسی   دیگ مسی کوچک   دیگچهGhelef

    شولی علفی    نوعی آش محلی با سبزی های وحشیShuli alefi

     شیروا        شورباShirva

     ازوسر      سحر های ماه رمضان ( قبل از اذان صبح)  Ezoosar

      روز  بیست وهشتم اسفندPersah

    روز بیست ونهم اسفندAlefah
|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 18:43 |

چند اصطلاح

بعضی از اصطلاحات با گویش خراشاهی

 1    Chone berdi  چونه بردی

 2    Cheghreghi  چقرقی

 3    Charghad     چرقد

 4    Chavli          چولی

 5    Chaft            چفت

 6    Charva           چروا

 

 ۱ خرمن کوب چوبی

۲  ماشین پنبه پاک کنی چوبی

۳  روسری

۴ آبکش چوبی شبیه ملاقه که برای آبکشی برنج استفاده می شود

۵  آغل گوسفند در خارج آبادی

۶  چهار پا  یا دراز گوش  عمدتا" به الاغ اطلاق می شود

 منتظر پیشنهادات ونظرات شما عزیزان هستم   آیا ادامه دهم ؟

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در شنبه یکم دی 1386 ساعت 0:17 |

خراشاهیان

خراشاهیان

میگویند وقتی پاذوسبان فرمانده سپاه ایران در سال 21 هجری با عبداله بن عبداله بن عتبان

فرمانده سپاه عرب   در نزدیکی اصفهان  پیمان صلح بست یکی از مواد صلح نامه از این قرار بود:ایرانیان  اسلام بیاورند به اعراب توهین نکنند   آن هارا مهمان کنند جزیه بپردازند و    ........  درصورتیکه این شرایط رانپذیرفتند اصفهان را ترک کنند وبه هر جا که خواهند بروند .

حدود سی خانواده عموما" زرتشتیان متعصب ترجیح دادند اصفهان را به مقصد یزد ترک کنند چند خانواده هم به قصد کشمیر راه شمال شرق کشور را در پیش گرفتند زمانی که پنج فرسنگ از جاجرم دور شدند وکویر سوزانی را پشت سر گذاشتند به شهر سر سبز وخوش آب وهوایی رسیدند وشبی درآن شهر اطراق کردند.

چون آب وهوای این شهر را شبیه به آب وهوای موطن خود اصفهان دیدند همان گونه که یهودیان بین النهرین اصفهان را به خاطر شباهت آب وهوایی بازاد گاهشان برای سکونت برگزیدند ویهودیه نام نهادند این شهر زیبا (شهر قصبه وخراشاه امروزی ) را برای سکونت دایمی خود انتخاب کردند .

از وجه تسمیه خراشاه تا کنون اطلاع دقیقی در دست نیست بعضی ها بر این عقیده هستند که شهر قصبه در حمله مغول با خاک یکسان شد وبعد از آن غیور مردانی بر خرابه های شهر آبادی بناکردند وخراب شاه نامیدند که به مرور زمان خراشاه  نامیده شد.

هر چه باشد آن چه مسلم است خراشاهیان ضمن پذیرفتن اختیاری دین مبین اسلام در مقابل فرهنگ عرب تسلیم نشده وآیین ورسوم آبا واجدادی خود را حفظ کرده اند  به دوستانی که از روستای  ابیانه در نزدیکی نطنز دیدن   کرده اند عرض میکنم  خراشاه  ابیانه دوم  ایران است که مورد بی مهری واقع شده است .

هنوز جشن سده       مهرگان    چهاشنبه سوری و..... درکنار بزرگداشت اعیاد  و سوگ های مذهبی دراین روستای  محروم ولی سر فراز به بهترین نحو ممکن بر گزار می شود .

گرچه هزاران دانش آموز ودانشجو از معلمان واساتید خراشاهی تلمذ میکنند خراشاه  دبیرستان ندارد  ومن به عنوان یک خراشاهی که به دلایلی درگوشه ی دیگری از این سرزمین اهورایی خدمت میکنم ازخودم شرمسارم  وشک ندارم که بسیاری از غیور مردان وآزاده زنان خراشاهی مترصد فرصتی برای ارایه ی خدمت به زادگاه خود هستند وروزی خواهد رسید که بازهم خراشاه  خراشاه  گردد   انشاءاله .

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 21:22 |

خراشاه

خراشاه كجاست ؟

خراشاه حلقه ي اتصال ديروز وامروز است كه پا بر سر كوير وسر بر پاي سالوك نهاده است.

روستاي خراشاه با وسعت تقريبي پنجاه كيلومتر مربع  شامل مناطق مسكوني  باغات واراضي كشاورزي در هشتاد كيلومتري جنوب شرقي بجنورد   ودر فواصل 35 كيلومتري شمال شرق جاجرم و 55 كيلو متري جنوب غربي  اسفراين در 37درجه و12دقيقه ي عرض و 56 درجه و8 دقيقه ي طول جغرافياييي  واقع وارتفاع آن از سطح دريا 3456 فوت  است . درباره ي  وجه تسميه ي خراشاه اطلاع دقيقي در دست نيست گاهي بدون نيز  حرف  " ه "  را از آخر » حذف مي كنند ولي در بيشتر منابع  خراشاه ذكر شده است . خراشاه از شمال به كوه سالوك  (     (salokاز جنوب به كوير جاجرم ازمشرق به شهر سنخواست واز مغرب به كوه بهار محدود مي باشد .گرچه ظرف سه دهه ي اخير بيشتر اهالي به شهر هاي  بجنورد   مشهد  تهران وديگر شهر هاي بزرگ مهاجرت كرده ويا بعد از فراغت از تحصيل به زادگاه خود مراجعه نكرده اند مع الوصف  دويست  خانوار اين روستا  جمعيتي حدود يك هزار نفر را تشكيل داده است .

آب زراعي  روستا از قنات نيلوفر كه مظهر آن در 18 كيلومتري شمال غرب خراشاه واقع شده است  وآب آشاميدني  روستا به طريق بهداشتي از چاههاي حفر شده در دامنه ي كوه سالوك در پانزده كيلومتري شمال شرق تامين ميشود  .

كشاورزي ودام پروري شغل اصلي روستائيان را تشكيل مي دهد . جو  گندم    پنبه   زيره سبز   انگور  پسته  بادام وانار از عمده محصولات كشاورزي  اين روستا به شمار مي رود خربزه ي بذر مشهدي خراشاه در خراسان شمالي طرفداران زيادي دارد .  مردمي مذهبي ومؤمن دارد ودرهر شبانه روز سه نوبت از چهار مسجد وحسينيه ي اين روستا اذان گفته  ودر بعضي از آن ها نماز جماعت بر پا مي شود .دربين اسامي

 123 نفر از دانشوران  معا صربجنورد نام  15  نفر از فرهيختگان خراشاه به چشم ميخورد كه آيات عظام آقا ميرزا عبدالحي بني هاشم   آقا سيد حسن موسوي بجنوردي   آقا ميرزا عابد  موسوي بجنوردي   وحاج شيخ احمد محب علي از آن جمله اند. مرحومان  حسين موسوي نسل (اديب بجنوردي )    سيد رضا هاشميان  اساتيد دانشگاه تهران ومرحوم  دكتر سيد حسن هاشميان رئيس اسبق بيمارستان امام رضا عليه السلام واستاد فقيد دانشگاه فر دوسي مشهد نيز از افتخارات اين روستا  به شمار مي آيند .  شاعر معروف مرحوم سيد مرتضي رضوي نژاد ( عارف بجنوردي )  نيز در اين روستا متولد وبزرگ شده است .

تپه ي درحال انهدام چهل دختران وبناهاي در حال تخريب  پير   بقعه ي خواجه نصير ( خواجه ي خاموش  )    

از دانشمندان قرن هشتم ومعاصر هلا كوخان مغول  مسجد خرابه  و برج  بابا قاضي  از آثار باستاني خراشاه محسوب مي شوند.

اهالي خراشاه به مراسم مذهبي وملي  به شدت پاي بندند در تمام طول ماههاي محرم وصفر مراسم عزا داري در مساجد وتكاياي اين روستا بر گزار مي شود   علم (  (alam نمادعزاداري است علم سرتيغ فرم داده شده اي است كه پايه اي بلند دارد وسر تاپا سياه پوش شده است هر تكيه چندين علم دارد بعد ازظهر روز تاسوعا عزاداران در دسته هاي مختلف علم را به گورستانهابرده وبه قرائت فاتحه  ودعا براي سلامتي بازماندگان هرطايفه مي پر دازند . شايان ذكر است كه هر گروه وطايفه  قطعه ي اختصاصي دارند  يك قطعه هم به مهاجرين وعشاير اختصاص يافته است  مردم نيز به فراخور حال خودشان نذورات خود ازقبيل نان قندي  شير مال  وپول نقد به تكايا هديه مي كنند  مقارن غروب آفتاب گروههاي عزادار همراه با مردم نوحه گويان وسينه زنان علم هارا به مقبره ي پير(peer )وبقعه ي خواجه خاموش ميبرند وپس ازآن تاصبح درتكايا به عزاداري مي پردازند  صبحانه ي عزا داران  را كه عمدتا" آش هاي مخصوصي تشكيل ميدهد اهالي تهيه وبه محل تكايا مي فرستند  شبيه ( تعزيه )خوانان خراشاهي در منطقه از شهرت خاصي برخوردارند ومجا لس شبيه شده ي

واقعه ي كربلا وشهادت ائمه ي اطهار را به طرز با شكوهي  برگزار ميكنند لازم به توضيح است كه تعزيه خوانان هيچ وجهي دريافت نمي كنند . لازم به ذكر است كه اين روستا تا كنون 26 شهيد تقديم انقلاب كرده است .

در مراسم ملي نيز شايد كمتر جايي مثل خراشاه به سنت هاي ملي پايبند باشد از چهارشنبه سوري تا سيزده بدر

مراسم خاصي نوروزي ازقبيل  سبزه گذاشتن  آتش افروختن روي پشت بام   فال گوش  قاشق زني  آب ريزان  سيزده بدر بصورت دستجمعي و در روز چهاردهم فروردين   گشت وگذار در دامن طبيعت همراه با رقص وپاي كوبي از جمله مراسمي است كه دراين ايام به خوبي برگزار ميشود . دركنار مراسم فوق صله ي رحم   ديدار با بزرگان وديد وبازديد جايگاه ويژه اي دارد .

آب واراضي خراشاه به دوبخش  خراشاه وقصبه تقسيم شده است  مقدار آب قصبه كه اراضي آن نيز در حومه روستا قرار دارد دوبرابر آب خراشاه وارزش ريالي آن نيز تقريبا" دوبرابر است درعين حال هر كدام از دو  جوي آب به 16 قسمت تقسيم شده وهر قسمت نام به خصوصي دارد كه به نام بزرگ هر طايفه نامگذاري شده است هر قسمت 24 ساعت ومعادل 18 دانگ است ( هر دانگ 80 دقيقه ) با توجه به ارقام فوق هر جوي آب كه اراضي مخصوصي نيز دارد به 288 دانگ تقسيم مي شود و وهر يك از خرده مالك ها سهم معيني از آب واراضي را دارا هستند  مقياس هاي كوچكتر از دانگ  عبارتند از  حبه (habbeh ) برابر 40 دقيقه و تيشته

(teeshteh) برابر 10 دقيقه است .

 

 زمان تحويل وواگذاري آب با ساعت آفتاب كوك است به اين معني كه كشاورزان هر روز صبح هنگام طلوع آفتاب ورويت تاج خورشيد عقربه هاي ساعت خودرا روي عدد 12 قرار مي دهند ودر آن لحظه تحويل آب به

هر طايفه شروع مي شود براي مكان تحويل آب هم تدابيري انديشيده شده كه مقدار آب موجود در جوي در فاصله ي مكاني تحويل وواگذاري  به سود يا زيان كسي تمام نشود . گفتني است كه آب شب وروز عاشورا وقف حضرت ابا عبد اله الحسين عليه السلام است ووجه آن صرف عزاداري آن امام مظلوم مي شود .

روز هايي كه  طلوع خورشيد به علت ابري بودن ديده نمي شود ساعت معتمدين محل ملاك قرار ميگيرد .

بايد گفت هم اكنون به غير از مكان تدفين  در ساير بخش ها طايفه ها تجميع نموده وجمع واحدي را تشكيل داده اند در عين حال سادات  موسوي  كه تقريبا" نيمي از اهالي محل را تشكيل مي دهند هميشه مورد احترام  عام

( غير سادات ) بوده وهستند .

 

 

 

 

منابع

فرهنگ سياح (متمم) مجلد چهارم انتشارات اسلام.

دانشوران بجنورد انتشارات دانشگاه ازاد اسلامي واحد بجنورد.

سفري به ايالت شمالي خراسان انتشارات استان قدس رضوي. 

Khorashah2005.blogfa .com

Honarmandansh.blogfa.com

Google earth.com

 وجمعي از اهالي

|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 22:13 |

كجاست خراشاه
كجاست خراشاه دشت وسيع وحاصلخيز خراشاه در 90 كيلومتري جنوب غربي بجنورد ودر دامنه كوههاي سرسبز سالوك از شمال وبهار از مغرب از رشته كوههاي آلاداغ قرار گرفته است .آب وهواي نسبتا خشك و بري دارد . مزارع وسيع اين روستا از طريق دو جوي آب منشعب از قنات نيلوفر ويك رشته قنات محلي تامين ميشود . دوجوي آب به نام قصبه وخراشاه معروفند . اراضي خراشاه نيز همانند آب نامگذاري شده اند اراضي آب خراشاه به قطعات كوچك تقسيم شده است اما اراضي آب قصبه بصورت يكنواخت وعمده كشت ميشود .اراضي قصبه ( اين نام ازشهري بزرگ كه در حمله مغول به ايران خراب شده است گرفته شده ) نيز به سه آيش يا بخش خاصون شير حجي و سرخ دشت تقسيم شده است . هركدام از سه آيش فوق نيز از 16 بخش كوچكتر تشكيل شده است . كشاورزان هر سال يك آيش راكشت ميكنند باين ترتيب هر آيش دوسال كشت نميشود تابراي زمان كشت از غناي بيشتري برخور دار باشد . تقسيم اب خراشاه و قصبه بر مدار 16 شبانه روز مي چرخد وهر شبانه روز 18 دانگ محسوب ميگردد بنا براين هر دانگ آب يك دويست وهشتاد وهشتم آب هر جوي حساب ميشود .آب جوي قصبه از آب خراشاه واب خراشاه از قنات محلي يا آب كلاته بيشتر است .بهاي هردانگ آب هم اكنون به ترتيب 30 ؛ 20 و 15 ميليون ريال واجاره يكساله آن 1200000 و 800000 و 600000 ريال است . بااستقبال از طرح مرحوم شيخ بهايي در نامگذاري مادي هاي منشعب از زاينده رود هرشبانه روز نام خاصي گرفته است . اين نامگذاري كه ازاول مهر ماه شروع ميشود به شرح زير است : 1 - اول نسره aval nesara 2 – كربلايي باقر 3 - آخوند 4 –كوچر بتي 5 –حصين hasain 6 –جني jani 7 –اسد 8 –استادجعفر 9 –سالارعلي 01 –سيد 11 –خواجه كاظم 21 –الياس 31 –ملك 41 –خواجه ميرزا 51 –ديوان در مورد آب قصبه اين نامگذاري به صورت ( اول اول آخر اول ) و ( اول دوم آخر دوم ) و ………….و ( اول هشتم آخر هشتم ) مي باشد. مصولات كشاورزي خراشاه انگور انار سيب گلابي زردالو گندم جو پنبه زيره سبز وانواع صيفي جات . خربزه بذر مشهدي خراشاه از معروفيت خاصي برخوردار است . اخيرا كشت پسته وبادام در قالب طرح طوبي در سطح وسيعي رواج يافته است .درخراشاه دهها حلقه چاه عميق ونيمه عميق حفر شده كه به رونق آن افزوده است باكمال تاسف برخي از مالكان عمده كه به بجنورد مهاجرت كرده اند از خراشاه به عنوان منبع توليد استفاده كرده ودر جهت عمران وآباداني آن هيچ حركتي نكرده اند .اينان اگر يك هزارم درآمد خودشان را در محل هزينه كنند يقينا اين روستا از موقعيت بهتري برخوردار خواهد شد . جادارد همين جا از همشهريان عزيزي كه مهاجرت ننموده اند ورنج روستا نشيني را تحمل كرده اند سپاسگزاري نماييم وگام هاي سبز جوانان عزيز خراشاهي را بر سرزمين آبا واجداديشان گرامي بداريم . به اميد ديدار در خراشاه
|+| نوشته شده توسط غلامرضا كمالي در سه شنبه سیزدهم دی 1384 ساعت 0:58 |